مدت چهار روز ازمرگ مادر مي گذرد كه فرزندش نمی تواند جسد مادرش را تشييع كند. زيرا بيمارستان براي تحويل جسد شرط كرده است كه شناسنامه ی ميت را بايد باطل كند. واز طرف صاحب شناسنامه تهديد كرده است كه اگر شناسنامه اش مورد خطر قرار بگيرد، برعليه او شكايت خواهد كرد. به علاوه ی اینکه ؛ به مناسبت هفته بسيج گشت وگذار افغانيستانی جماعت در شهر به حكم قدم گذاشتن در وادي مرگست. از بخت بد،فرزند مصيبت زده نيز فاقد هرگونه مدرك شناسايي است. كه در چنين روزهاي هيچ بي مدركي نمي تواند از خانه اش بيرون شود وگرنه روي خانه اش را ديگر نخواهد ديد. فراتر از اين، X كه آه در بساطش ندارد تا با ناله سودا كند، در جستجوي تعويض خانه اش بود تا مبادا نشود كه از طرف نيروي انتظامي مورد تعقيب وپيگرد قرار بگيرد، وزندگي اش از اينكه هست سياه تر شود.
تبصره های همسايه گان پيرامون اين قضيه تأسف بار براي Xاين بود كه؛ بيمارستان پس از چند روزي بالاخره مجبور خواهد شد جسد را در يك جاي دفن كند. وتو تصور كن مادرت مفقود الاثر شده است .جسد كه بقايي ندارد مهم روح مادرت است كه بايد اورا از خود شاد وراضي كني. Xدر حالي كه به آرامي مي گريست ،مي گفت: تمام خجالتش از اين است؛اگر روزي فاميل هاي مادرش از افغانستان بيايد وسراغ قبر مادرش را از او بگيرد او كجا را بايد نشان بدهد.؟! ويا اگر روزي خودش دلش از اين دنياي بي مروت بگيرد سر كدام قبر پناه ببرد وبياد مادرش بگريد.
به هرحال، مادري كه زندگي خود را با درد آوارگي وداع گفت بعد از مرگش نيز آواره ماند. تمام تعجب به غربت مادر بود. ولي هيچ كس براي مادر نمي گريست گريه ها همه براي پريشاني اين بيچاره فرزند بود. چه خوب گفته بود آن صاحب ذوق كه" دراين شهر بجاي مرگ مادران، به حال زار فرزندان بايد گريست."
***
سرگذشت Xتجربه زندگي همه ماست كه با چهره هاي متفاوت رخ مي دهد. سخن اين جاست كه چرا از بين همه فرزندان آدم فقط ما اين آوارگي وغربت را به ارث برده ايم ؟ آيا دراين شب تاريك وبيم موج كدام سبكبار نشسته در ساحل غم مارا مي خواند؟ وكدام صاحب دلي دردي مارا مي داند؟ ازكه، بناليم، شكايت از كه، وبه كجا ببريم؟ ومقصراصلي اين واقعه كيست ؟ آنهاي كه بيست وپنج سال روزان وشبان كاشانه مارا به تير مرگ گرفتند ومارا چون غزال رميده به هركوي وبرزن فراري دادند مقصر ند؟يا اينهاي كه مدام حديث پيامبر(ص)را مي خواندكه"هركسي كه فرياد مسلماني را بشنود كه براي كمك فرياد مي كشد:ياللمسلين! وهركسي بشنود واورا كمك نكند مسلمان نيست." ولي بخاطر مدرك شناسايي در پذيرش بيمارمسلمان تأخير مي كند وبيمار را به كام مرگ مي فريستند؟
بجز حكومت طالبان متحجر كه ميت را حد ميزد، ديگر در كدام قانون دنيا ديده ايد كه" براي ميت تكليف تعيين كند".كه جمهوري اسلامي ايران ميت مسلمان را با اهانت تمام به جرم بي مدركي در بيمارستان بازداشت مي كند؟!!!
آيا در اسلام بي احترامي به ميت مسلمان حرام نيست ؟ پس اينان با كدام تفسير ازاسلام اين اهانت را روا مي دارد؟ آيا اگر اسلام عين سياست شد تفسيرش همين است؟
***
آیا این غزه دیگر نیست؟
چه تفاوت باغزه دارد؟
وصد هاآیا های دیگر
| نوشته شده در: پنجشنبه دوازدهم دی 1387 توسط: سیدرضا کوه بیرونی
| 






