تبليغاتX
مشعل

مشعل

مشعل به بیان حقایق راجع به دین ومذهب مهاجرین افغانستانی وعلما وطلاب و...می پردازند

توضيحات

من آن کسی هستم که بابا ومادرم جنت رضوان رابه دو گندم بفروخت، در حوالی کوههای سر بفلک کشیده ی بابا، سرچشمه ی دریای هلمند ، دریای هامون ، زادگاه سید جمال الدین ها، بوعلی سیناها و... وقلب آسیا چشم به عرصه ی گیتی نهادم .مدت هاست که بادرد ورنج هجرت دست پنجه نرم می کنم، ودر دانشگاه های خارج از کشور الف را نیم خیزمی نمایم تاشاید از این طریق سهمی درمیهن عزیزم داشته باشم. ودر کنار تحصیلاتم هر از گاهی دست به کیبورد میبرم تا از دوران هجران ، زمانه وحقوق مهاجرین خارج ازکشور مطلبی بنویسم وبا آغوش باز به استقبال نظریات طلایی خواننده گان محترم بروم واز انتقادات آنها فیض بیکران ببرم
(ان شاءالله)

پیوندها

خبرنامه





Powered by WebGozar

>

لوگو دوستان

لوگو من



كد لوگو من:

لوگو دوستان:

كد لوگو دوستان


بالا   پایین   ایست


پست شماره: 32

دموكراسي

چند صباحي است، در دانشگاه هاي خارج از كشور؛ روز را به شب وشب را به روز رسانده، و در راستايي فرمايش گران سنگ يكي ازبهترين مخلوق الهي پيامبر اسلام (ص) كه فرمود: در پي علم رويد حتي اينكه در چين بوده باشد.قدم بر ميدارم.

ولي هرجاي دنيا كه بوده باشد خاك و ميهن وخانه ي خود انسان نمي شود. وهر ازگاه دغدغه اي فكري ومشغوليت ذهني چه بساآدم ها را از اهداف اصلي خويش باز مي گذارد.

آنچه اين روز ها برايم سنگيني مي كند، وبهانه ي گرفتن قلم به دستم شده است ؛ زخم زبان هاي هم كلاس هاي ميزبان است. كه چپ وراست من وامثال من را با طعنه هاي؛ كشور شما پر از پارتي، رشوه، تقلب و... گلباران مي كنند.

براي آنها حرف هاي دارم كه در تهي دل شان رضايت بخشي نشان مي دهند ولي تعصب هاي غلط كه نسل در نسل بهرآنان جاافتاده سخت است  در زبان جاري سازند.

ووقت با خود در ضمير نا خود آگاه تأمل مي كنم فكرم در تحرك آمده مي گويد: اگر در جهان اسلام در پي دموكراسي( قلم ، بيان، عقاييد و...) بگرديم؛ تنهادموكراسي واقعي كه اسلام براي بشريت قائل شده است. در جمهوري اسلامي افغانستان خواهيد يافت.

گرچه باوراين سخن براي آنان كه در مهد كشور زندگي نكرده اند، و به رسانه هاي ممالك كه آرزوي ناامني بيشتر وبرگشت به قرن حجر را مي كنند دل سپرده اند مشكل و دشوار است.

ولي اين واقعيت است كه بايد پذيرفت. چون زماني اسامي كانديداي رياست جمهوري اسلامي افغانستان اعلام شد. مردم به خاطر سابقه بسيار بد يكي از كانديدا راه پيماي هاي به راه انداختند، ولي روز رأي گيري ايشان در مناطق سر سخت مخالف، از آرائي مردم برخورد دار بود.پس آيا اين دموكراسي نيست؟

امروزه كه برخي از سياست مداران ما غلام حلقه در گوش خارجي هستند و انتخابات را به دور دوم كشاند وسپس سري عقل آمد وكنار كشيد اين عين دموكراسي است. از آن طر؛ برگ برنده با آغوش باز مي پذيرند، وبه جهانيان اعلام مي كند كه من به دموكراسي احترام مي گذارم.زيرا آن دوره چسپاندن صندلي گذشته است. و هركسي توان بهتر خدمت كردن را دارد بايد به صحنه آيندبدون اينكه جان آنان وطرفدارانشان در خطر باشد. ونبايد انسان هاي كاري در جا خفه شوند و هر گز نتوانندسر برافرازند.   



| نوشته شده در: سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط: سیدرضا کوه بیرونی |
پست شماره: 31

سياست خطرناك

يكي از كشورهاي كه همواره دست بازيچه اي دوست ودوشمن قرارگرفته است كشور جمهوري اسلامي افغانستان است.

مردم غيور اين مرز بوم باسوزاندن تارو پود شوروي به جهانيان فهماند كه، اين ملت آزاد آفريده شده است وآزادانه به زندگي خويش ادامه مي دهند. ودر مقابل هيچ ابر قدرتي زانو خم نخواهد كرد. در غير اين صورت آنانرا از زندگي محوكرده ونام آنانرادر زباله دان تاريخ خواهد انداخت.

لذا بيگانگان چاره را به اين ديدند كه انسانهاي خود فروش را پيدا نموده وشكم آنانرا ازخار مغيلان پور نمايند.تا اينكه تفرقه و جنگ خانمان سوز را به راه انداختند. كشور كه از مجاورانش سرتر بود وحال به صد سال عقب گرد نموده است.

يكي از سياست هاي خطر ناك كشور هاي همسايه ما، ايران بود كه با شعار اسلام مرز ندارد ساده دلان مارا به پاي راديو هاي خود كشاند،باشنيدن صداي راديو ايران اشكان آنان همانند باران نيساني سرازير مي شدند.

تنهاآرزوي آنان اين شده بودند كه اسلام ناب محمدي خميني رادرك نمايند، بنابراين راه هجرت را در پيش گرفتند، اما غافل ازاينكه اين سياست تله ي بيش نيست.زيرا اسلام ناب محمدي فقط استفاده كردن عليه صدام حسين است وبس، تاخاك خود را اين گونه حفظ نموده وبراي جلوگيري از ادعاي افغانستان كشته شده هاي آنرا شهداي گمنام خوانند.

در حال حاضر نيز اين كشور همسايه ماباسياست خطرناك ديگر در كمين ملت ما نشسته است.چون باز گذاشتن مرز خود بعداز ده ها سال قطعاًبي جهت نيست. مگر مردم ما كشتار اوردو گاه سفيد سنگ ، اوردوگاه عسكرآبادورامين ، محروميت طفلكان بيگناه از حقوق مسلم انساني اسلامي تحصيل علم و... را ازياد برده اند، كه مرز اين گونه باز شوند آنهم در دوره كسيكه باخبر نگار افغانستاني به دليل سئوال انسان دوستانه خصمانه برخورد مي كند، ومهاجرين روز به تحت فشار قرار مي گيرند، وهر روز دريچه اي جهنم ديگر بهر افغانستاني مقيم ايران باز مي شود. حال چه شده است كه به يادانسان دوستانه افتاده است ومرز را باز نموده است ؟

اين بيانگر اين است كه قطعاً دسيسه اي ديگر نهفته است. ولي ما از آن غافل هستيم.

پس ملت و دولت مردان ما بايد هشيار باشند اين گونه سياست شيطاني را خنثي نمايند تا مبادا فاجعه ي ديگري خلق شود.           



| نوشته شده در: سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 توسط: سیدرضا کوه بیرونی |
پست شماره: 30

صندلی داغ

یکی ازمباحث بسیارداغ درمحافل سیاسی افغانستان مسئله انتخابات ریاست جمهوری است. کاندیداتورها دندانهایش را به سوی صندلی داغ ریاست جمهوری تیز نموده اند تابتوانند سکانس این پست را ازآن خود نمایند.

نه چندان ایام دور می گفتند: صندلی مقدس است وهر کسی لیاقت سکنی گزیدن برروی آنرا ندارد. ولی در حال حاضر قداستی باقی نماده است زیرا؛ تاریخ ازیاد نخواهدبرد آنروز های که ربانی ریاست جمهوری اسلامی افغانستان را به طور موقت به عهده داشت، وخود بخود به صورت اتوماتیک تمدید می شد وهر جا می رفت گوی که صندلی ریاست به او چسپیده است. وپای تخت افغانستان آنجا است.چه خونهای به همین خاطر ریخته وطفلکان که تابه امروز نمی دانند گناه آنااین صندلی ازآن کیست؟ن چه بوده است؟ داغ دیدن روی پدر مادرش را در دل نهاد.

شاید آنروز ها باورم نمی شد که نشستند روی صندلی این قدر انسان را از خود بیخود می کند. اما وقت نیم نگاهی به جهان هستی می اندازیم به خوبی پی میبریم که خدا، آن قداست که بزرگان تعریف می کرد بیامورزد.

لذا روز گاری ملت ایران از دست حکومت آخوندی به تنگ آمده بود، وقت که یک غیر آخوند انتخاب شد، اکثریت احساس خوشنودی می کرد که مرد از جنس مردم در صحنه آمده است. ولی در پایان یک دوره به خاطر همین صندلی چه غلغله ای بپانشد،حرمت ها در زباله های تاریخ انداخته شد، دروغ وعوام فیریبی داد می زد، مردم حیران وسر گردان ماندند، بدبخت های نیز در اثر اغتشاشات زنده زنده در میان شعله های آتش تهران سوختند وساختند ودر حال حاضرنیزاغتشاش گران به صورت نامعلوم اظهار ندامت می کنند تا شاید بتوانند جرم هایش راکاهش دهند.

به هر حال تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری اسلامی افغانستان سال 1388بسیار داغ آغاز شد وهر کسی در تلاش در آمدند تا رقیبانرا پس ازدیگری کنار بزنند. حتی آقایان کرزی وعبدالله عبدالله به بهانه ای کمبود بودجه دست به یکی نمودند که مباداصندوق رأی گیری در ایران وپاکستان(اکثریت مهاجرین افغانستان را به خود اختصاص داه اند) گذاشته شود تا بتوانندازاین طریق رقیب اصلی خود دکتر بشر دوست را قبل از قبل کنار بزنند.

خلاصه روز انتخابات فرارسید کاندیدهای گوناگون با اهداف مختلف در صحنه آمدند در نهایت چهار رقیب اصلی باقی مانده اند که اکثریت تحلیل گران سیاسی را برآن داشته اند که در دور دوم کشیده می شوند گرچه این احتمال زیاد است. ولی چه کسی رئیس جمهور خواهدشد؟



× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: جمعه سیزدهم شهریور 1388 توسط: سیدرضا کوه بیرونی |
پست شماره: 29

آغاز کل شئی بانام مولا علی (ع) شیرین است.

مدتی بود که خاطراتم هر روز پس ازدیگری درکشوربیگانه بادیدنی رنج هم وطنان عزیزم تلخ ترمی شدتااینکه تعطیلات نوروزی آغازشد بااینکه عیدم راباکام تلخ آغازنموده بودم ولی فرصت را مغتنم شماریدم وخودم رادر اسرع وقت درقدم گاهان؛بوعلی سیناها،سیدجمالدین ها،آخوندهروی ها(معروف به آخوندخراسانی)، مولانا ها، بلخی هاو... درشهرهای که تمدن ومهدعلم ازدر ودیوارش بیانگر آن است به امید دیدن گل لاله رساندم وهم اینک قلمم درکوه بابا اندک اندک یخ می بندد گرچه ندانم کی هماند برف به سفیدی میگراید!

 ولی قبل ازآن باید بگویم: وقت خودم را به سرچشمه دریای هامون وهلمند، بدخشان وجوزجان،برای عرض ادب مرقد منادی وحدت وآزادی سید جما ل الدین افغانستانی،مناطق سرسبز هزارستان وکوه بابا به یاد میوه های شیرین آن مرزبوم،

کوه بابا (یکی ازمرتفع ترین کوه های جهان)



× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: شنبه بیست و دوم فروردین 1388 توسط: سیدرضا کوه بیرونی |
پست شماره: 28

قلم اینجا رسید وسربشکست!

 

دراین روزهابعضی ازکشورها رنگ بوی شادی به خود گرفته است،بچه های کوچک بالبان خنده ازمدارس های شان بازمیگردند، برای تحویل سال نو لحظه شماری می کنند.

تعطیلاتش را سعی می کنند با حداکثر استفاده ازشادی به پایان برسانند وسال جدیدش را با خاطره های به یاد ماندنی آغاز کنند تاشاید این سال برای آنان بامیمون وخوش یمن باشد.

اما درگوشه های همان کودکان، طفلکان دیگری نیز زیست میکنند که خودشان را درعوض برای شادی بهر غم وناله وزجرآمده میکنند؛ گوئیاتمام روزها،ماهها،سالها،و...برایش غم است.از ظاهرش هویدا است که باغم به دنیا آمده اند وباید باغم زیست نمایند!

دراین روزها آنان که ندیده اند والهی هرگزچشم هایشان روزهای بدی رانبینند!اردوگاه های مهاجرین در کشور همسایه بظاهر دوست کشور عزیزماافغانستان چه میگذرند؟



× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 توسط: سیدرضا کوه بیرونی |
پست شماره: 27

سفید سنگ

راستی خستگی هم به نوع خودش یک چیزی بسیار جذاب وماندگار است ،اگر باور ندارید این نوشته را تاپا یان دنبال کنید!

یکی ازروز ها درباغی تفکرم قدم می زدم که ناگهان کلاغی بانگ درآورد وگفت: آیا می دانی درکشور شما جمهوری اسلامی افغانستان چه خبر است ؟ گفتم ازکجادانم؟! چندی پروخاش کرد وگفت: روزنامه ی جمهوری اسلامی را بخوان ! روزنامه ی که بسیار برایم نامش آشنابود رفتم درجای آن را ورق زدم دیدم در صفحه هنری بی هنرش تحت عنوان"توليد فيلم ضد ايراني در شمال كفیلم کوه سفیدابل با سرمايه گذاري آمريكا" (کلیک فرمائید)تیتری به اندازه ی چهل سانتی متر،خودنمایی می کند،وقت به مطالعه پرداختم گوئیا نویسنده از ادب پی نبرده است، قلم را باناسزاگوئی های به تحریردر آورده است که اگر کسی بخواهد نقد بکند شاید کسب شأن برای نقاد باشد.

وازآن جای که بسیاری ازنوشته های مذکور تکراری های بی جهت می باشد که در همین وبلاگ سابقاً نیز مورد نقادی قرار گرفت،ومورد استقبال خواننده گان محترم که همواره مطالب مشعل را دنبال می کنند،قرار گرفت .لذا خواننده گان را باردیگر به مطالعه ی آنجا(سخنی چندباروزنامه ی جمهوری اسلامی) جلب می کنم.

تا اتهام از قبیل اشتغال،تحصیل ،مواد مخدر و... درآنجاروشن گردد. البته این روزنامه نیز غیر ازسخن های تکراری چیزی دیگری ندارند،شایدبه این باور باشد که ملت ایران هوشیارترازآن هستندکه آنان فکر می کنند! زیرا مردم این مرزبوم اوقات شان راصرف حرف های بیهوده نمی کنند بلکه اکثریت آنان به بدنبال واقعیت ها هستند.

ولی ازآنجای که این نوشته بیشتر به اطراف فیلم که قرار است ساخته شود به نام (سفیدسنگ) پرداخته است لذا من نیز پیرامون همان می پردازم.



× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 توسط: سیدرضا کوه بیرونی |
پست شماره: 26

اگر عاشورا روزآتش بود                                            اربعيـن روز آب اسـت

اگر عاشورا روزفراق بود                                           اربعين روزوصال است

اگر عـاشـورا افتـادن بـود                                         اربعين برخاستن است

اگر عـاشـورا نقطـه بـود                                           ا ربــعيــن را ه اســـت

اگر عـاشـوراتكليـف بـود                                           اربـعيـن تأكـيـد اســت

اگر عـاشـورا رفتـن بـود                                           اربعين بازگشتن است

اگر عاشـوراريـزش بـود                                            اربـعيـن رويـش اسـت

اگر عـاشـورا قطـره بود                                           ا ربـعيـن د ريــاســـت

 اربعين امام حسين تسليت باد



× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387 توسط: سیدرضا کوه بیرونی |
پست شماره: 25

غزه این جاست!؟

یادآوری.اصل این نوشته توسط یکی ازدوستان تهیه شده است، درضمن به خاطر مصالحی در جای نام از حرف(X) استفاده شده است.

***

شهرستان ورامين براي تاريخ ايران ومهاجرين افغاني،  نامي آشناست.پيشوا جزء همين شهرستان است.از پيشوا كه كمي پاينتر مي روي به محله كهنگ(كَ هَ نَ گْ)مي رسي، كوچه هاي باريك وخانه هاي قديمي آن بامردمان زحمتكش وزندگي ساده اش ذهن شمارا به "گلشهر" مشهد مي برد. خيابان، چند قدم پاينتر به سه راهي منتهي مي شود. دست راست ،اولين كوچه سمت چپ، توجه شمارا به خود جلب مي كند. كوچه‌ي كوتاه وبي نام ونشان.

وقتي داخل كوچه مي شوم، در جلوي اولين در باترديد توقف مي كنم. دري چوبي، بي پلاك، باخانه محقر وقديمي. پارچه‌ي سياهي باطول وعرض سه وجب بالاي در، حكايت از غم ومصيبت صاحبخانه داشت.اين جا منزل Xاست ،ازولسوالي شهرستان ولايت دايكندي.

تقريبا يك ماه قبل مادرش مريض مي شود، به هر بيمارستاني كه مراجعه مي كند بعلت نداشتن مدرك شناسايي از پذيرش محروم مي شود. تااينكه توسط مدرك شناسايي يك خانم افغاني كه با مريض كمي شباهت داشت، دربيمارستان امام خميني درتهران بستري مي شود، پسرش تمام هستي خودرا براي سلامتي مادر مصرف مي كند طوري كه جز آه در بساطش نمي ماند.ولي سرانجام دست تقدير از Xغالب مي شود ومادرش درهمين بيمارستان در ديار غربت غروب مي كند ويگانه فرزندش را دردامن تنهايي تنها مي گذارد.



× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: پنجشنبه دوازدهم دی 1387 توسط: سیدرضا کوه بیرونی |
پست شماره: 24

عید ولایت وامامت بر تمام پیروان امامت وولایت مبارک

عید شما مبارک

الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابی طالب(ع)



× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 توسط: سیدرضا کوه بیرونی |
پست شماره: 23

دختری تنها

راستی اگر خداوند بخواهد برایش زن بگیرد ، بخت با کدام پروریش شهر آشوب یار خواهد بود که هم آغوش وهم نفس خداوند شود؟

با فرشتگان لطیف آسمانی؟ یاحوریه هایی از فردوس برین که اندام نازک شان از ورای هفتاد حله ی زرین دل را می ربایند؟یا دختران ماه سیمای لبنانی که "شراب لبان" شان عزرائیل را درآغوش گرم خویش به قربانی می گیرند؟

راستی خداوند کدامین را برای خویش برخواهد گزید؟ درست اینست که هیچ کدام شایسته ی آن نیست که زن خدا باشد. پس ناچار خداوند بهترین دختر عالم را برای خودش خواهد آفرید!  ولی این هم ،هم کفو وهم طراز خداوندنخواهد بود. چه آنکه یکی آفریدگار است ودیگری آفریده شده یکی نامیراست با عشق جاویدانی ودیگری میراست ورفتنی .



× ادامه مطلب ×

| نوشته شده در: سه شنبه پنجم آذر 1387 توسط: سیدرضا کوه بیرونی |

آخرين مطالب

دموكراسي
سياست خطرناك
صندلی داغ
آغاز کل شئی بانام مولا علی (ع) شیرین است
قلم اینجا رسید وسربشکست!
سفید سنگ
اربعين روزوصال
غزه این جاست!؟
عید سعید غدیر مبارک
دختری تنها
فکر چوپانی
پیام حضرت بابا
سوغاتی ازیادرفته
نیروهایی چماق بدستان!!!
آغاز دوران جدید کوچی ها!!
چراکوچی ؟
سخنی چند باروزنامه ی جمهوری اسلامی
کبوتران
چوکی خدمت برای ملت، یاارث پدری؟!!
جشن نوروز

CopyRight © http://behsood.blogfa.com .:. Template Designer: GHALEBKADEH